تبليغاتX
مركز آموزش ايرانيان
ღ♥ღ*••*من_تو *••*ღ♥ღ

ღ♥ღ*••*من_تو *••*ღ♥ღ

غمكده ي من

دوش درحلقه ي ماقصه ي گيسوي توبود

تادل شب سخن از سلسله ي موي توبود

دل كه ازناوك مژگان تودرخون مي گشت

بازمشتاق كمانخانه ي ابروي تو بود

هم عفاالله صباكزتوپيامي مي داد

ورنه در كس نرسيديم كه ازكوي توبود

عالم ازشوروشرعشق خبرهيچ نداشت

فتنه انگيزجهان غمزه ي جادوي توبود

من سرگشته هم از اهل سلامت بودم

دام راهم شكن طره ي هندوي تو بود

بگشابندقباتابگشايددل من

كه گشادي كه مرابودزپهلوي توبود

بوفاي توكه برتربت حافظ بگذر

كزجهان ميشدودرآرزوي روي تو

 

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت9:30به قلم ناهيد | |

 

+نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت22:37به قلم ناهيد | |

بانهايت تاسف و تاثربه مناسبت درگذشت مرحومه مغفوره(جوان ناكام)

مجلس ترحيمي به زودي درخانه يشان منعقد مي باشد.

متمني است با تشريف فرمايي خود روح آن مرحومه را شاد و تسلي خاطربازماندگان را فرا هم آوريد.

ضمنابعدازظهربرسرمزارآن مرحومه واقع در پارك جاويد به سوگ خواهيم نشست.

 

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت20:53به قلم ناهيد |

ديروزخيلي حالم بدبود باخيليا دعوام شده بود (دقيقا وقتي لازمشون داري ضدحال مي زنن) دنبال يه چيزي بودم تاخودموازدست اين زندگي كوفتي راحت كنم اما هيچي پيدانكردم جز يه ژيلت (آخه ژيلت به چه دردي مي خوره؟) تيغشو به زور درآوردم اما هركاري كردم نبريد منم كفري شدم باهاش دستمو خط خطي كردم(خيلي مي سوزه) اگه نتونم خودمو بكشم به يكي مي گم واسم اين كارو بكنه شايدم خودمو بندازم جلو يه ماشينوخلاص....مي خوام روسنگ قبرم اين باشه:طلوعي كه خيلي غم انگيز بود.قشنگ ترين خاطره ي عمرم غروبي كه خيلي دل انگيز شدروسنگ قبرم بنويس روزي اومد به اميدآخر ولي حالا بدرقه راهش داغي كه موندش رو دل مادر/.

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت20:52به قلم ناهيد |

اول ازهمه به فاطمه جونم تسليت مي گم : عزيزم وقتي فهميدم واقعا متاثرشدم انشاالله غم آخرت باشهدوم طفلك عاطفه(دوستم)يه مشكلي واسش پيش اومده كه همش تقصيرمن بود خدامنوببخشه البته يكي مارونفرين كرد كه اونم تقصيرمن بود بعدش يه بلاي آسموني نازل شد كه خواب و زندگيمون كابوس شده.خدايا غلط كرديم/غلط كردم خدايا ...شمام دعا كنيد مشكل ما حل شه وگرنه خيلي واسمون بدتموم مي شه مخصوصا واسه عاطفه منم كه مطمئنا  ديوونه مي شم اين امتحانام كه .......چه قدرسختن اه.مي بينيدكه مشكلات از سروكولم بالا مي رن اصلا ازمن بدبخت تر نيست ديروز عاطفه مي خواسته خودكشي كنه واي خدايا من چقدر بدبختم اگه اين  دختره خودشو بكشه من چي كاركنم؟؟؟؟؟ تورو خدا بگيدمن چي كاركنم؟

+نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت12:37به قلم ناهيد | |

نام:ناهيد

نام خانوادگي:TZ

سن:18-17

شهر:بجنورد

استان:خراسان شمالي

مدرك تحصيلي:سوم تجربي

نام دبيرستان:نجابت

متفرقه:يه داداش دارم فداش/يه خواهردارم(نگار)يه مامان دارم يه بابا دوتاشون مي رن سركار اين هست اون نيست اون

هست اين نيست (مكافاتيه)بچه زرنگ بودم يه زماني شاگرداول ازدست رفيقاي ناباب ده بگيرم خوبه!خيلي مهربونم فوق

بااحساس اما داغ كنم اوف اوف، زودكفري مي شم،دست بزنم دارم.

 

مطالب آموزنده :

 1_اگه كسي رو دوست داري بهش نگو چون ولت مي كنه

2_اگه يه چيزي واست خيلي مهمه به هيچ كس نگو ==>>حسودان....

3_عشق يه طرفه به درد جرزلاي ديوار مي خوره

4_هميشه يه راه بازگشت بذار

5_هیچ وقت واسه هیچکی غرورتونشكن

6_خشت اول چوبنهادمعماركج/تاثريا مي رود ديواركج

 عكس مدرسمون

NEJABAT SCHOOL

 

+نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت12:34به قلم ناهيد |

بر سنگ قبر من بنوسيد خسته بود . اهل زمين نبود. نمازش شکسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه دسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد کل عمر پشت دري که باز نمي شد مانده بود

+نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت11:42به قلم ناهيد |

+نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت14:41به قلم ناهيد |

مجال بي رحمانه اندك بودو

واقعه سخت نامنتظر

ازبهار خط تماشايي نچشيدم

كه قفس باغ را پژمرده مي كند.

از آفتاب و نفس

چنان بريده خواهم شد

كه لب از بوسه ي ناسيراب

برهنه

بگوبرهنه به خاكم كنند

سراپا برهنه

بدان گونه كه عشق را نماز مي بريم

كه بي شايبه ي حجابي

با خاك

عاشقانه

در آميخن مي خواهم

 

+نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت14:13به قلم ناهيد | |

+نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت14:36به قلم ناهيد | |